أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

497

تجارب الأمم ( فارسى )

اندازد . [ بريدى ] گفت : اى ابو زكريا من خيلى چيزها را در هم آميخته‌ام . من ميان فارس و پايتخت چند بار پهلو به پهلو شده‌ام ، اگر اين بسنده نيست ، اين بار بر پهلوى ديگر بغلطم تا به خراسان افتم ! روز پنجم احمد بن بويه به اهواز شد و سه تن از سرداران خود را در « عسكر مكرم » بر جاى خود بگمارد . ابو عبد الله بريدى سى و پنج روز با او بماند ، سپس از راه آب به سوى « باسيان » بگريخت و در آنجا مانده به نامه‌نگارى پرداخت ، كه در آنها با گله گزارى و زبان بازيهاى فراوان * براى توجيه رفتار خود استدلالها كرده ، نوشته بود ، من از بودن در پيشگاه تو بيزار نبودم ، و تنگدستى مرا وادار به اين كار نكرد ، من ضمانت نامه‌ها و دستنوشتهائى را به « ابو على عارض » سپرده‌ام كه در دو ماه پنج ميليون به دست آورده است ، من تا روز گريز ، مال فراوان تحويل داده‌ام . گزارش انگيزهء گريختن بريدى : از بريدى خواسته شده بود كه سپاه خود را از بصره فراخوانده و به اصفهان بفرستد ، تا به امير ابو على حسن بن بويه در جنگ ضد وشمگير كمك دهد . [ بريدى ] چهار هزار مرد را بياورد و به امير ابو حسين [ 1 ] احمد بن بويه گفت : اگر اين سپاهيان در اهواز بمانند بيم آن است كه ميان ايشان و ديلميان كشاكشى بزرگ رخ دهد ، بهتر است كه ايشان را با پرده‌دار خودم محمد معروف به « جمال » به شوش بفرستم ، جيرهء ايشان را بر « شوش » و « جنديشاپور » حوالت دهم ، تا پس از دريافت از راه « بنيان » به اصفهان بروند . بويه اين را پذيرفت ولى از وى خواست « سپاهيان آب » خود را به « حصن مهدى » بياورد تا ايشان را سان بيند و سپس از راه آب به واسط گسيل دارد و پس از آن ، احمد بن بويه ديلميان را از راه شوش بدانجا فرستد . بريدى از اين پيشنهاد سخت بيمناك شده گمان برد كه بويه مىخواهد سپاه او را از او دور سازد ، او پيش

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : ابو الحسن كه غلط است .